98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer مشتــــــــــــــــــــــــــــــــاق

question_answer خمارلحظه ها

فاصله های بلند
خواب نیمروزی
وخدایی که هردم مرا می خواند
عالم ،ذره ذره،درتکاپوست
درخود جای ندارم
شاید نمی گنجم
بایددر خمار لحظه ها قرن دوید
اما چگونه
خویشتنم را،وتورا
ستایش باید
باخود قهرکرده ام
وتو،!!دوباره ی چشمان
ساختن باید،درخود فرو می روم
تااندیشه کنم فردایم

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer خدایان غسیر

راه ها دراز وعسیر
شب دشوار خطیر
ونگاه مادران منتظر
در کوچه های اعقتاد
صبوران درتکاپوست
بی هیچ مفهومی پرستش را
(پرستش به مستی؟)
کفاره ی کدام گناه نکرده ات
به سنین گل وغنچه
سوار برمرکب اند
خُدایان عسیرشهر
دوان دوان خواهی تاخت
روزگار کور دستان را
بی هیچ فلسی،دوزخ اندود

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer مجموع گنبد

گرحلقه دربرمن تنگ شود نا آرام

شعر  میگویم وازتودارم صدکام

سبزپرچرمی وهیهات گوبیش نیست

این دولت محصور به این گنبدفیروزه فام

*******************************

ساقی خبربیار که فصل پیاده رفتن است

عشقم به کربلا شدوهنگامه ی نخفتن است

سروی که درقامت نخل روییدن گرفت

امروزروزاربعین ودوباره رفتن است

********************************

چه باید کرد حاصل را

که عمرم رابطالت کُشت

توامّا حاصل عمرت

کشیده ضرب وتفریقی

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer قرنطینه

شاعر شهر شلوغم،با پریشانی زلفانت چه کنم

درقرنطینه ی چشمان سیاهت چه کنم

رفته از دستم حسابِ روز وایام شباب

حکم حصرم وزندان وابد،با نگاهت چه کنم

پای در رقص ودلم با حرم وستروعفاف

بوسه خواهانم ومحجوبم ، با رنگ لبانت چه کنم

عشق دامن گیر ما شد،درجوانی و زوال

حیف  شدعمر عزیزم، با فراق وهجرانت چه کنم

وای ازاین سجاده وذکرمدام

توبه هرشب می رود ،من باخیالت چه کنم

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer هماره های سرخوشی

دراین زمانه ی شوم 
که مقتول نیز درقتل خویش سهم دارد
عجب نیست
هماره های سرخوشی تورا اسیر کرده اند؟

راستی انسانیت چیست؟

وپیامبران غیرتصنعی کدام اند؟

دیگر به این نمی اندیشم

که تو

کوله باری از انسانیت غیر اجباری را

یدک می کشی

من به انسان منفرد عشق نمی ورزم

وتوخوب می دانی

انسانیت دراین مدرنیته 

شوخی تلخی بیش نیست

وتو بهترمیدانی 

هرچیمشروط رنجی بیش نیست

نامعین!!

به فعل برسان

هر آنچه درتوان توست

سبزِسبز

کلمات کلیدی: های سرخوشی

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer پریشان

حال من باز پریشان کردند
سرسجادچرا ؟ خواب سراغم آمد
می شتابم یک شب
که بیایم پیشت
پیشه ام دل دادن
هیچ می دانی چرا؟
می شتابم ای دوست
که لبی برگیرم
ازخنده فرو افتادم
به سحر آویزم
جامه ی شسته به بوی تنت
دست هاروبه دعا
ذکرها سوی سماء
تا دگر باربنوشم جامی
سردوخوش نوش زدستان خدا
چشمت از دور صدا یی دارد
مرکب صبح فنا
دست ها بار دگر می خوانند
سوره ی سرخ ضحا
دست هایم به غمت آلوداند
وتوتکرارهزاران صبری ووفا
تلخ تر از یک قرن سکوت
سرد بی حس است دوران کبوتر بودن
بایدم آموخت پریدن را
بال وسنگ وصدهزاران صیاد
پای بست افکارقدیم
چشم در راه هزاران فتوا
نیست ،یک دم خبری از پرواز
همه غرق اند به سجاده ویک دم به دعا
حال من باز پریشان کردند

کلمات کلیدی: پریشان

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer سیمرغ

برکدامین درخت
   برکدامین شاخه
کبوتر احساس را خواباندی
با کدامین چشم 
پلک های سنگین زمانه را
به خواب خواندی
مگرمی شود؟
درودت گفت
بی هیچ مقدمه ای
که تو 
بالهای فرشته ی شب نما شده ای 
پروازت،به وسعت بال کبوتر نیست
ای گمشده در کوی غریبان
فرود بیا
ای سی مرغ شاهنامه ام
دیگر زمانه ی فسون وافسانه نیست
که شاپرک های قصه ،بی تاب شده اند
رقص دوباره ات را !!!!

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer دادرس

گرچه درحبس ام، با چشمان تو
درکنارت سوختم  از بی کسی
آه وناله روز وشب درکار من
 مانده پادر آبله، تا به فریادم رسی
شوخ وچرکین زخم های درد ما
کوه انگارم ولی دردت ، خَسی
سایه در سایه غباروگرد وباد
آب کردی، کوه آهن ،گرچه فولاد ومسی
شادباش عُزلت ویا حق ویاالله تو
جمعه ها بگذشت ونآمد دادرسی

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer شکور

خوشا بحال شراب که در گاه پختگی درخویش می شکند حباب غرور منِ سرگشته کجا وشراب کجا که زبهرنیم وجب راه دلق پوشم ازسرور وتو که به حکم امام جماعت شهر گشته ای معتمدومشهور شکر خدا والحمد که درتوبه نبست شکرانه ی این نعمت ، نیز بنده گشته ام ، شکور

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer بساط چشمان

باید از این جا بروم التماس ام از باد خواهش ام از باران وتمنای دمی برلب حوض هیچ میدانی؟ که خورشید گواه من وتوست روشن اما تاریک درکسوفی کامل آب را می طلبم هیچ کس یاری نمی کند تورا سجده خواهم کرد برسجاده ای تز جنس زلال بازتکرار شده است امشب باید از این جا بروم بروم تا دلتنگ هایم را دربساطِ چشمان شقایق بگذارم به حراج

کلمات کلیدی: بروم ,باید از ,از این ,این جا ,جا بروم ,ام از

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer کرونا

صبح ها که بیدار می شوی بی آنکه چنگ در موهایت بزنی یا با کف دست چشمانت رابمالی ازمن بپرس؟ چه خبر؟ بدون آنکه شرمنده ساعت شوی یاحس دیر بودن را بچشی بی هیچ عادتی دوباره بپرس ومن خواهم گفت : تعداد رفتگان را وشمارحبس خانگی را وتعدادآنانی که بی هیچ علتی حتی یک سرفه ساده یا کمی آب بینی فوت کرده اند وتو دوباره خواهی پرسید بی مهابا ماسک ، دستکش ومایع دستشویی اثرخواهدکرد؟ یاشاید صبح فردا بیدار شوی دیگر من نباشم وتوباهزاران سوال دست هایت را باوسواس آب وصابون بزنی بی

کلمات کلیدی: بی ,شوی ,بی هیچ

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)